جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
47
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
در هزارها كتاب و مقاله و خطابه نيز بهنام « على » اشاره شده است . ميليونها نفر ، افتخار محبت و پيروى على عليه السلام را پيدا كردهاند . انديشمندان بزرگ عرب نيز با شگفتى و حيرت ، دربارهء او سخن گفتهاند . بدينترتيب ، علىبن ابىطالب عليه السلام ، شخصيت ناشناختهاى نيست كه نياز به معرفى داشته باشد ، چنانكه وقتى از « متنّبى » خواستند كه مدح على عليه السلام را بگويد ، چنين گفت : « من به عمد مدح وصى را نمىگويم ، زيرا نور وجود او پرتوافشان و جهانگير است و راستقامتان در اين مرحله از عظمت ، خود معرف خود مىباشند و تعريف پرتو خورشيد كارى بيهوده است . » ولى اگر شما كتاب جرج جرداق را دربارهء على عليه السلام مطالعه كنيد ، يقين خواهيد كرد كه شخصيت على هنوز ناشناخته مانده است و بايد به همه ، بهويژه براى شيعه كه در بالاى منارهها و منبرها نام او را برزبان مىآورند و صدها هزارتن از آنان همهساله به زيارت حرم مقدس وى مىشتابند ، بهطور كامل معرفى شود . در گذشته و امروز ، علماى شيعه ، كتابهاى بسيارى دربارهء امام تأليف كردهاند . يكى از آنها كتابى در 32 جلد تأليف نموده و احاديثى را كه دربارهء على نقل شده ، جمعآورى كرده است . ديگرى دربارهء حديث غدير ، 12 جلد كتاب نوشته است ، « علامه حلى » كتابى با عنوان الفين تهيه كرده و در آن هزار دليل عقلى و هزار دليل نقلى دربارهء امامت على عليه السلام و اولويت او به خلافت پس از پيغمبر ، آورده است . ولى جرج جرداق در كتاب بزرگ خود به هيچيك از آن دو هزار دليل اشاره نكرده است . او تنها از على عليه السلام ياد كرده و شخصيت او را به خوانندگان شناسانده است . جرج جرداق شخصيت على عليه السلام را از جنبههاى گوناگون بررسى كرده ، بدون اينكه به شهادتها و گفتههايى تكيه نمايد كه دربارهء فضايل امام ، معاصرين از پيشينيان نقل كردهاند ! او در ضمن ، خواننده را ملزم مىسازد كه از اين مباحث ديرينه نيز دور نشود و از اين رو چنانكه شيوهء هر دانشمندى است ، به شرح و مقايسهء انديشههاى متفكران